اقسام گزارهها هر منطقی که میخواهد صور کلی گزارهها را آیتم پژوهش قرار دهد، می بایست درباره قضایا تقسیم بندی داشته باشد، ولی زیرا در منطقی که راسل ارائه میدهد، گزارهها تصویر واقعاند، پس دعوا در گونه های گزارهها مشاجره در تقسیماتی میباشد که گزارهها در تاثیر رابطه با تقسیمات واقع پیدا مینمایند، دراین تقسیم بندی از بسیطترین قول آغاز کرده و به پیمان مرکب میرسیم، راسل دربین پنج نوع جمله فرق گذارده میباشد:1-پاراگراف اتمی، 2-جمله مرکب، 3-پاراگراف کلی، 4-پاراگراف کلی دارنده عمومیت معلم خصوصی ریاضی در تهران تام،
5-جمله وجودی.
موقتا درین نوشتهعلمی پیمان نخستین و گونه های ویژگیهای آن را نظارت میکنیم.
*1-جمله اتمی یا این که معمولی (Atomic Proposition) راسل در مبانی ریاضی ها Principia Mathcmatica که با همیاری وایتهد Whitchcad آن را تألیف نموده، دو تعریفوتمجید برای پاراگراف اتمی ارائه میدهد: 1-جملهای که مشتمل جزئی که خویش پاراگراف باشد، و کلماتی نظیر هر و برخی(تک تک-بعض)وجود ندارد.
2-جملهای که تقریر مینماید چیزی دارنده صفت معینی میباشد یا این که تنی چند از اشیا دارنده عشقای میباشند. (9) پاراگراف اتمی واقع اتمی را تصویر مینماید، و درستی و کذب جمله اتمی را همین واقع اتمی انتخاب مینماید.
واقع اتمی با واقع واحد تفاوت دارااست، چون واقع واحد ممکن میباشد اجزائش خویش واقع باشد، مانند:«سعدی شیرازی شعر سرا میباشد»این حقیقی و واقعی مرکب از دو واقع میباشد:یکی از اینکه«سعدی شیرازی میباشد»دیگر اینکه«سعدی شعر سرا میباشد»ولی واقع اتمی حقیقی و واقعی میباشد که نظارت آن به اتفاق ها معمولی قابلیت و امکان ندارد، مانند «سعدی شیرازی میباشد».لذا واقع اتمی تنها به اشیائی محاسبه میگردد که در شکل گیری آن دخیلاند، اما چک واقع اتمی به اجزائش-که به عبارتی شی ها می باشند-صرفا ارزیابی منطقی میباشد، خیر دنیوی و فیزیکی، یعنی واقع اتمی وحدتی تجزی ناپذیر میباشد.در واقعیت ما نمیتوانیم«سعدی»را از «شیرازی»تفکیک کنیم، خویش این ذکر وجه تسمیه آن را پرنور مینماید:واقع اتمی ارزیابی دنیوی نمیپذیرد، هر تعدادی که چک منطقی را میپذیرد.دراین جهت شباهتی با اتم فیزیکی داراست، چون اتم را میخواهد شد از دید منطقی به الکترونها و پروتون تقسیم کرد، البته تفکیک این اجزاء در واقع ممکن وجود ندارد. (10) حالا پاراگراف اتمی که واقع اتمی را تصویر مینماید، باید معمولیترینشکل منطقی باشد، یعنی صورتی میباشد که خویش به گزارههای دیگر بررسی پذیر وجود ندارد، هر یکسری به الفاظی محاسبه میگردد که در شکل گیری آن سهم داراند، نظیر واقع اتمی که به شی ها آنالیز میخواهد شد، خیر به اتفاق ها.
اینک به معمولیترین گزارهها دست یافتهایم که معمولیترین اتفاق ها را تصویر مینماید.ببینیم خویش این گزارههای اتمی دارنده چه عنصرها و خصوصیت و اقسامی میباشد.
الف-موادسازنده پاراگراف اتمی:جمله از لحاظ منطقی واحد نخواهد بود، مگر اینکه بساطت آن به حدی باشد که به بیش تر از یک پاراگراف محاسبه نشود.این نوع بساطت را ما صرفا در مرحلهای از آنالیز مییابیم که اسمهایی که در پاراگراف آمدهاند نام دانش باشند.خواسته راسل از نام دانش، اسمی میباشد که بر شرایط جزئی دلالت مینماید، خویش جزئی را هم به اصطلاح خاصی بکار میموفقیت، جزئیات و اسماء اعلام را اینگونه تعریف و تمجید میکنیم. (11) تعریف و تمجید نخستین:جزئیات Particulars:حدود عشقها در واقع اتمی.
تمجید دوم:اسماء اعلام Proper names:الفاظی که بر جزئیات دلالت مینمایند.
اقسام گزارهها هر منطقی که میخواهد صور کلی گزارهها را آیتم پژوهش قرار دهد، می بایست درباره قضایا تقسیم بندی داشته باشد، ولی زیرا در منطقی که راسل ارائه میدهد، گزارهها تصویر واقعاند، پس دعوا در گونه های گزارهها مشاجره در تقسیماتی میباشد که گزارهها در تاثیر رابطه با تقسیمات واقع پیدا مینمایند، دراین تقسیم بندی از بسیطترین قول آغاز کرده و به پیمان مرکب میرسیم، راسل دربین پنج نوع جمله فرق گذارده میباشد:1-پاراگراف اتمی، 2-جمله مرکب، 3-پاراگراف کلی، 4-پاراگراف کلی دارنده عمومیت معلم خصوصی ریاضی در تهران تام،
5-جمله وجودی.
موقتا درین نوشتهعلمی پیمان نخستین و گونه های ویژگیهای آن را نظارت میکنیم.
*1-جمله اتمی یا این که معمولی (Atomic Proposition) راسل در مبانی ریاضی ها Principia Mathcmatica که با همیاری وایتهد Whitchcad آن را تألیف نموده، دو تعریفوتمجید برای پاراگراف اتمی ارائه میدهد: 1-جملهای که مشتمل جزئی که خویش پاراگراف باشد، و کلماتی نظیر هر و برخی(تک تک-بعض)وجود ندارد.
2-جملهای که تقریر مینماید چیزی دارنده صفت معینی میباشد یا این که تنی چند از اشیا دارنده عشقای میباشند. (9) پاراگراف اتمی واقع اتمی را تصویر مینماید، و درستی و کذب جمله اتمی را همین واقع اتمی انتخاب مینماید.
واقع اتمی با واقع واحد تفاوت دارااست، چون واقع واحد ممکن میباشد اجزائش خویش واقع باشد، مانند:«سعدی شیرازی شعر سرا میباشد»این حقیقی و واقعی مرکب از دو واقع میباشد:یکی از اینکه«سعدی شیرازی میباشد»دیگر اینکه«سعدی شعر سرا میباشد»ولی واقع اتمی حقیقی و واقعی میباشد که نظارت آن به اتفاق ها معمولی قابلیت و امکان ندارد، مانند «سعدی شیرازی میباشد».لذا واقع اتمی تنها به اشیائی محاسبه میگردد که در شکل گیری آن دخیلاند، اما چک واقع اتمی به اجزائش-که به عبارتی شی ها می باشند-صرفا ارزیابی منطقی میباشد، خیر دنیوی و فیزیکی، یعنی واقع اتمی وحدتی تجزی ناپذیر میباشد.در واقعیت ما نمیتوانیم«سعدی»را از «شیرازی»تفکیک کنیم، خویش این ذکر وجه تسمیه آن را پرنور مینماید:واقع اتمی ارزیابی دنیوی نمیپذیرد، هر تعدادی که چک منطقی را میپذیرد.دراین جهت شباهتی با اتم فیزیکی داراست، چون اتم را میخواهد شد از دید منطقی به الکترونها و پروتون تقسیم کرد، البته تفکیک این اجزاء در واقع ممکن وجود ندارد. (10) حالا پاراگراف اتمی که واقع اتمی را تصویر مینماید، باید معمولیترینشکل منطقی باشد، یعنی صورتی میباشد که خویش به گزارههای دیگر بررسی پذیر وجود ندارد، هر یکسری به الفاظی محاسبه میگردد که در شکل گیری آن سهم داراند، نظیر واقع اتمی که به شی ها آنالیز میخواهد شد، خیر به اتفاق ها.
اینک به معمولیترین گزارهها دست یافتهایم که معمولیترین اتفاق ها را تصویر مینماید.ببینیم خویش این گزارههای اتمی دارنده چه عنصرها و خصوصیت و اقسامی میباشد.
الف-موادسازنده پاراگراف اتمی:جمله از لحاظ منطقی واحد نخواهد بود، مگر اینکه بساطت آن به حدی باشد که به بیش تر از یک پاراگراف محاسبه نشود.این نوع بساطت را ما صرفا در مرحلهای از آنالیز مییابیم که اسمهایی که در پاراگراف آمدهاند نام دانش باشند.خواسته راسل از نام دانش، اسمی میباشد که بر شرایط جزئی دلالت مینماید، خویش جزئی را هم به اصطلاح خاصی بکار میموفقیت، جزئیات و اسماء اعلام را اینگونه تعریف و تمجید میکنیم. (11) تعریف و تمجید نخستین:جزئیات Particulars:حدود عشقها در واقع اتمی.
تمجید دوم:اسماء اعلام Proper names:الفاظی که بر جزئیات دلالت مینمایند.

به معلمان یاری دهد