به لحاظ می رسد نوع جدیدی از بیغایت، قواعد اخلاق و رفتار اعداد بسیار گرانقدر را ذیل پا می گذارد و قادر است روش ساماندهی دنیا ریاضی را از جدید رسم معلم خصوصی ریاضی در تهران نماید.
شاید غافلگیرکننده باشد، ولی ریاضیدانان زمانهاست که می دانند بیش تر از یک نوع بیغایت وجود دارااست. در سال ۱۸۷۸، گئورگ کانتور برای نخسین بار آرم بخشید که گروه نامتناهی اعداد واقعی (که مشتمل بر اعداد منفی و اعشاری می شود) در واقع بزرگتر از دسته نامتناهی اعداد طبیعی یا این که درست میباشد. ثابت این زمینه مستلزم مقایسهای ظریف در بین دو گروه میباشد، و نیازی به کارایی برای عمل ناممکن شمارش همگی آنان وجود ندارد.
بهدنبال ایدههای کانتور، ریاضیدانان به زودی دریافتند که میتوانند گروههای نامتناهی بزرگتر و بزرگتری بسازند و نردبانی سلسله مراتبی از دستهها ساختوساز نمایند که خویش نیز بیغایت میباشد. خوان آگیلرا از دانشکده فنی وین در اتریش میگوید: «ریاضیدانان مفاهیم بزرگتر و بزرگتری از بیغایت را ارائه کردهاند.» او پیرو میافزاید: «شما می توانید به مجموع موردها گذشته که اشخاص مطرح کردهاند نگاه فرمائید و آن ها را در یک نردبان سلسله مراتب مکان دهید.»
گئورک کانتور ریاضیدانی که بیغایتها را توضیح بخشید.
البته اینک، آگیلرا و همکارانش دو اندازه نو از بیغایت به اسمهای کاردینالهای «ظریف» (exacting) و «فوق ظریف» (ultra-exacting) را سفارش کردهاند که از قانون ها تبعیت نمی کنند. آگیلرا میگوید: «آنان تماماً دراین سلسله مراتب خطی قرار نمیگیرند.» وی اضافه مینماید: «آن ها به شکلی بسیار بسیار خیره کننده با دیگر مفاهیم بیغایت تعامل داراهستند.»
بیغایت بغرنجخیس از آن چیزی میباشد که می پندارید
آگیلرا و تیمش این شرکتها را با تمجید آن ها به قدری گران قدر تعریفوتمجید کردند که هم بایستی مشمول ورژنهای ریاضی ظریف از مجموع ساختار خویش باشند، (مقداری مشابه منزلای که دربرگیرنده یکسری سبک در مقیاس بی نقص از خودش میباشد) و هم مشتمل بر ورژنهای کوچکی از تیمهای بزرگتر باشند، مانند افزودن سبکهای محله یا این که شهر دور و اطراف به منزل. کاردینالهای فوق ظریف (Ultra-exacting cardinals) یک ضابطه دیگر نیز داراهستند که می گوید این موسسهها می بایست ضوابط ریاضی روش تشکیل داد خویش را نیز در بر داشته باشند – گویی دیوارهای منزل تودر تو با نقشههای تشکیل داد خودش کاغذدیواری شدهاست.
این خصوصیتهای غیرمعمول سبب میشوند که این شرکتها از نردبان بیغایت بیرون شوند، چون با بعضی از عمیقترین قانون ها ریاضی ها تداخل ساخت مینمایند (به هم میریزند). در اوایل قرن بیستم، ریاضیدانان استارت به همت برای یافتن بنیانی مستحکم برای مجموع فن خویش کردند و دستهای از قانون ها مهم یا این که «اصول موضوعه» (axioms) را تعریف و تمجید کردند که بتوان از آن ها برای ساختن و ثابت هر عقیده دیگری بهره برد. پذیرفتهگردیدهترین صورت این نهاد مدرن، دارای اسم و رسم به عقیده تیمهای زرملو-فرانکل (Zermelo-Fraenkel set theory)، مشتمل بر یک ضابطه مشاجرهبرانگیز به اسم «اصل قضیه تعیین» (axiom of choice) بود که ریشه اختلال در آن میباشد.
این اصل مورد میگوید که شما مدام میتوانید با گزینش اعداد از تیمهای دیگر، دسته جدیدی از اعداد بسازید، ولی به صراحت به شما نمیگوید چه طور این فعالیت را جاری ساختن دهید. بعضی ریاضیدانان شم میکردند کهاین اصل در امر تیمهای نامتناهی عمل نمینماید، چون نیازمند پذیرش وجود اشیا ریاضی فارغ از ارائه راهی برای ثابت آنها بود. با این هم اکنون، با سپری شد مجال، آنها این ضابطه را پذیرفتند و فعلا از آن تحت عنوان یک ترازو کلیدی در سازماندهی نردبان بیغایت به کارگیری می شود که آن را به سه ناحیه کلان تقسیم مینماید.
به لحاظ می رسد نوع جدیدی از بیغایت، قواعد اخلاق و رفتار اعداد بسیار گرانقدر را ذیل پا می گذارد و قادر است روش ساماندهی دنیا ریاضی را از جدید رسم معلم خصوصی ریاضی در تهران نماید.
شاید غافلگیرکننده باشد، ولی ریاضیدانان زمانهاست که می دانند بیش تر از یک نوع بیغایت وجود دارااست. در سال ۱۸۷۸، گئورگ کانتور برای نخسین بار آرم بخشید که گروه نامتناهی اعداد واقعی (که مشتمل بر اعداد منفی و اعشاری می شود) در واقع بزرگتر از دسته نامتناهی اعداد طبیعی یا این که درست میباشد. ثابت این زمینه مستلزم مقایسهای ظریف در بین دو گروه میباشد، و نیازی به کارایی برای عمل ناممکن شمارش همگی آنان وجود ندارد.
بهدنبال ایدههای کانتور، ریاضیدانان به زودی دریافتند که میتوانند گروههای نامتناهی بزرگتر و بزرگتری بسازند و نردبانی سلسله مراتبی از دستهها ساختوساز نمایند که خویش نیز بیغایت میباشد. خوان آگیلرا از دانشکده فنی وین در اتریش میگوید: «ریاضیدانان مفاهیم بزرگتر و بزرگتری از بیغایت را ارائه کردهاند.» او پیرو میافزاید: «شما می توانید به مجموع موردها گذشته که اشخاص مطرح کردهاند نگاه فرمائید و آن ها را در یک نردبان سلسله مراتب مکان دهید.»
گئورک کانتور ریاضیدانی که بیغایتها را توضیح بخشید.
البته اینک، آگیلرا و همکارانش دو اندازه نو از بیغایت به اسمهای کاردینالهای «ظریف» (exacting) و «فوق ظریف» (ultra-exacting) را سفارش کردهاند که از قانون ها تبعیت نمی کنند. آگیلرا میگوید: «آنان تماماً دراین سلسله مراتب خطی قرار نمیگیرند.» وی اضافه مینماید: «آن ها به شکلی بسیار بسیار خیره کننده با دیگر مفاهیم بیغایت تعامل داراهستند.»
بیغایت بغرنجخیس از آن چیزی میباشد که می پندارید
آگیلرا و تیمش این شرکتها را با تمجید آن ها به قدری گران قدر تعریفوتمجید کردند که هم بایستی مشمول ورژنهای ریاضی ظریف از مجموع ساختار خویش باشند، (مقداری مشابه منزلای که دربرگیرنده یکسری سبک در مقیاس بی نقص از خودش میباشد) و هم مشتمل بر ورژنهای کوچکی از تیمهای بزرگتر باشند، مانند افزودن سبکهای محله یا این که شهر دور و اطراف به منزل. کاردینالهای فوق ظریف (Ultra-exacting cardinals) یک ضابطه دیگر نیز داراهستند که می گوید این موسسهها می بایست ضوابط ریاضی روش تشکیل داد خویش را نیز در بر داشته باشند – گویی دیوارهای منزل تودر تو با نقشههای تشکیل داد خودش کاغذدیواری شدهاست.
این خصوصیتهای غیرمعمول سبب میشوند که این شرکتها از نردبان بیغایت بیرون شوند، چون با بعضی از عمیقترین قانون ها ریاضی ها تداخل ساخت مینمایند (به هم میریزند). در اوایل قرن بیستم، ریاضیدانان استارت به همت برای یافتن بنیانی مستحکم برای مجموع فن خویش کردند و دستهای از قانون ها مهم یا این که «اصول موضوعه» (axioms) را تعریف و تمجید کردند که بتوان از آن ها برای ساختن و ثابت هر عقیده دیگری بهره برد. پذیرفتهگردیدهترین صورت این نهاد مدرن، دارای اسم و رسم به عقیده تیمهای زرملو-فرانکل (Zermelo-Fraenkel set theory)، مشتمل بر یک ضابطه مشاجرهبرانگیز به اسم «اصل قضیه تعیین» (axiom of choice) بود که ریشه اختلال در آن میباشد.
این اصل مورد میگوید که شما مدام میتوانید با گزینش اعداد از تیمهای دیگر، دسته جدیدی از اعداد بسازید، ولی به صراحت به شما نمیگوید چه طور این فعالیت را جاری ساختن دهید. بعضی ریاضیدانان شم میکردند کهاین اصل در امر تیمهای نامتناهی عمل نمینماید، چون نیازمند پذیرش وجود اشیا ریاضی فارغ از ارائه راهی برای ثابت آنها بود. با این هم اکنون، با سپری شد مجال، آنها این ضابطه را پذیرفتند و فعلا از آن تحت عنوان یک ترازو کلیدی در سازماندهی نردبان بیغایت به کارگیری می شود که آن را به سه ناحیه کلان تقسیم مینماید.

به معلمان یاری دهد